X
تبلیغات
نای نی- اشعار امیرحسام یوسفی
 سفینه النجاه

 کشتی ارباب با دستان زهرا میرود 

                                           لنگر کشتی نخی از روسریِ زینب است

شاعر:امیرحسام یوسفی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط امیرحسام یوسفی در یکشنبه دهم آذر 1392  |
 

آقا گروه خونی من خاک کربلاست

اصلا" به جز شما به کسی خون نمیدهم

|+| نوشته شده توسط امیرحسام یوسفی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392  |
 

فاطمیه محرم حیدر است

علی; حسین و محسنش اصغر است

|+| نوشته شده توسط امیرحسام یوسفی در شنبه نهم فروردین 1393  |
 تنگی نفس

از هوای بد و آلوده ی شهرم آقا
من دچار تب و تنگی نفس میباشم

سینه ام منزل گرگیست که فرمان داده
همه اعضای تنم را کار بس. میباشم-

مثل بیدی که فقط لرز کند زوزه کشد
خسته ام از خودم و فکر هرس می باشم

دود این شهر چنان حالت وارونه شده
اشهد و انَّ... به فریاد برس. می باشم-

به هوای حرم کرببلایت محتاج
اصلا انگار که در بین قفس می باشم

یاد آش و عدسی های حرم افتادم
اشک را هم کمی مدیون عدس می باشم

افتخاری کفشدارت شدم اما من هم
دوست دارم که فقط خادم رسمی باشم

|+| نوشته شده توسط امیرحسام یوسفی در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392  |
 اربعین
 
یک اربعین برای شما گریه کرده ام
با نام سید الشهدا گریه کرده ام
تا گفت السلام و علی... گریه کرده ام
آقا به سمت کرببلا گریه کرده ام
با شعر محتشم به خدا گریه کرده ام

هر روضه ای که خوانده شود جای شکر هست***ای وای اگر امام زمان روضه خوان شود
هر فصل اگر ز سوز عزایت خزان شود
دریا اگر بسوزد و در آسمان شود
یا این که کوه از غم زینب کمان شود
حتی خرید معجر اگر رایگان شود
یا شمر با سکینه تو مهربان شود

هر روضه ای که خوانده شود جای شکر هست***ای وای اگر امام زمان روضه خوان شود
دیدم کسی که دست شما را گرفته بود
انگشتر عقیق تو را بی حیا ربود
آنجا حسین سفره احسان خود گشود
ناگاه از کناره تل خواهری سرود
الله اکبر از کرمش، سر کرم نمود

هر روضه ای که خوانده شود جای شکر هست***ای وای اگر امام
 زمان روضه خوان شود
گرگی ز کوفه جسم شما را دریده است
معجر ز روی زینب کبری کشیده است
با خنجری به گودی مقتل رسیده است
شکر خدا که راس شما را بریده است
تا رد نعل تازه به سر، کس ندیده است
 
هر روضه ای که خوانده شود جای شکر هست***ای وای اگر امام زمان روضه خوان شود
 
شاعر امیرحسام یوسفی


برچسب‌ها: شعر اربعین
|+| نوشته شده توسط امیرحسام یوسفی در جمعه پانزدهم آذر 1392  |
 زین العابدین-آبدین

از نم لبهات تجری تحت الانهار بین

باز کن سد لبت، آن چشمه های آب دین

مایه دین هستی و فرزندهایت زینتت

مثل زینب، زینت باباست زین العابدین

 


برچسب‌ها: امام سجاد
|+| نوشته شده توسط امیرحسام یوسفی در یکشنبه دهم آذر 1392  |
 امام رضا

امام رشا

خانه را دزد زده یا همه را بخشیدی؟
تو همه زندگی ات را به خدا بخشیدی

به نظر پنجره فولاد شما جان دارد
او طبیب است زسوی تو،... شفا بخشیدی؟

قطب گردشگری ما ضعفا شد حرمت
این چه حجیست به ایوان طلا بخشیدی؟

داشت کارم گره میخورد ولی تا گفتم
جان آقای خراسان همه را بخشیدی

معرفت در گرانیست نه در پیش شما
رفقا و رقبا را عجبا بخشیدی؟

من به سگ بودن خود معترف هستم آیا
آن که دم میزند آدم شده را بخشیدی؟

لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد
نکند قاتل خود را به عطا بخشیدی؟

دعبل از ذوق شما واژه شعرش گل کرد
ذوق مرگیِّ هنر بر شعرا بخشیدی

در ضریح دلم انگار که باران بارید
به سلاح است صلاحم البکا بخشیدی

گنه من که ز دوری تو تکثیر شده...
خواستی باز نیایم که مرا بخشیدی

این چه حرفیست، شما تاج سری، آقایی
منت نوکریت را تو بما بخشیدی

بس که گفتم به حرم، جانِ رضا... بخشیدی؟
اسم و فا میلم عوض شد به "رضا بخشیدی"

شاعر:

امیرحسام یوسفی


برچسب‌ها: شعر امام رضا
|+| نوشته شده توسط امیرحسام یوسفی در یکشنبه دهم آذر 1392  |
 شاه بیت
عاشقان گفتند عاشورا شبیه شاه دین
آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم

 

 

|+| نوشته شده توسط امیرحسام یوسفی در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392  |
 شاه بیت
امشبی را شه دین گفت به زینب بس کن

عصر فردا بدنت بین قل و زنجیر است

|+| نوشته شده توسط امیرحسام یوسفی در یکشنبه بیست و ششم آبان 1392  |
 مقتل

ز سوی مقتلت آقا صدای گریه می آید

شبیه ناله زهرا صدای گریه می آید

سری به نیزه بلند است در برابر زینب

ز سوی زینب کبری صدای گریه می آید

|+| نوشته شده توسط امیرحسام یوسفی در شنبه بیست و پنجم آبان 1392  |
 
 
 
بالا