دهه فجر

----------دهه فــــــــــــــــــــجر--------------

باز دستم به قلم رفت و حروفی درهم

بازهم مثل همیشه کلماتی مبهم

باز دستم به هوای غزلی میچرخید

باز هم رقص قلم بر ورقی میچرخید

باز دستم که نویسنده این مثنوی است

باز هم در پی معنای دل معنوی است

آری این بار غزل نیست سراحی دارم

برسر قبر شهیدان چه پناهی دارم

باز یادآور یادواره ها خاطره ها

نور فجر شهدا در گروِ پنجره ها
باز کن پنجره را بوی خدا می اید

دهه فجر هم از سوی خدا می آید
بوی یاران خمینی ست عجب غوغایی ست

انفجاری شده بر پا که به این زیبایست

انفجاری که در آن نور خدا بود ولی

کشوری تحت لوای اسد الله، علی

از دل کشور من بوی حسینی آید

دیو بیرون رود ازخاک و خمینی اید

حضرت پیر خمینی به جهان عرضه شده

انقلابی که همانند زمین لرزه شده

همه جا حرف خمینی ست، چه کاری کرده...

او زمستان وطن را چه بهاری کرده

سه دهه گفته شد این واقعه تا یار شدند

مملکت های مسلمان همه بیدار شدند

بذر بیداری اسلامی این کشور ها

برگرفتست ز جمهوری اسلامی ما

وسط پرچم ما نقش گرفته الله

ذکر لا حول ولا قوه الا بالله

گربه کشور من غیرت و همت دارد

شیر صحراست به جنگ آوری عادت دارد

هشت سالی که دفاع از وطنش می کرده

کفن کرببلا را به تنش میکرده

بس که همواره صدا میزد انا بن الحیدر

پشت ما گرم شده بر نوه پیغمبر

این حسین اسلام را زنده نگه داشته است

پرچم شیعه در این مملکت افراشته است

و حسین معرفت شیعه بود در این بین

چه کسی یاد گرفتست بصیرت ز حسین

تحت فرمان حسین با دل و جان باید رفت

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت

همگی منتظر منتقم خون حسین

سینه زن، گریه کنان، عاشق و مجنون حسین

بی تو آقا چه کنیم از دو جهان سیر شدیم

دیر شد امدنت ما که همه پیر شدیم

خسته ام بس که شنیدیم که شاید، شاید

باید این جمعه، همین جمعه بیایی، باید


شاعر:امیرحسام یوسفی

شهدا


یاد شلمچه یاد فکه یاد کارون-- یاد دو کوهه یاد فاو یاد مجنون
یاد لباس خاکیو شهیدو غمها-- هرکی که تیر میخورد بلند میگفت یا زهرا
یاد خلوص نیت و شهید همت-- برا شهید شدن به دنبال یه فرصت
طلاعیه عجب طلاعیه به والله-- بی خود ز خود همه یهو میگن ثارالله
ازپاتکای نیمه شب با دادو فریاد--یهو رفیق جونجونیت زمین میفتاد 
نفس نفس میزد میگفت آقام ودیدم--با نفسای آخرش دل میبریدم
همش میگفت برای زهراتو ملاکی--الگوی دختراشونم چادر خاکی
وقتی میبردن برا مادر سر فرزند--تنها جواب مادرش یه دونه لبخند
اونا کجا و ما کجا خدا میدونه-- کنار جانبازای اعصاب کی میمونه
ما که همش پی مقام و منصب هستیم-- عهد مونو با شهدا چرا شکستیم  
شهید یعنی سرتاپا مطیع رهبر--همون که منصبش رسیده دست حیدر
آقا بیا آقا بیا فقط شعاره--رفتار ما خیلی زیاد کنایه داره
شهرمون و میبینم و دلم میگیره---تو دست ما  آب مذابو دیگ غیره
۲۰ساله توی خونشون فقط نشسته-- همون پدر شهیدی که دلش شکسته
میگه هرزگاهی که توی پارک میشینم--بچم و زیر پاهای شما میبینم
خلاصه حرف دل من خیلی زیاده--آقا بیا که وضعیت قرمزو حاده

شاعر:امیرحسام یوسفی