شهدا
یاد شلمچه یاد فکه یاد کارون-- یاد دو کوهه یاد فاو یاد مجنون
یاد لباس خاکیو شهیدو غمها-- هرکی که تیر میخورد بلند میگفت یا زهرا
یاد خلوص نیت و شهید همت-- برا شهید شدن به دنبال یه فرصت
طلاعیه عجب طلاعیه به والله-- بی خود ز خود همه یهو میگن ثارالله
ازپاتکای نیمه شب با دادو فریاد--یهو رفیق جونجونیت زمین میفتاد
نفس نفس میزد میگفت آقام ودیدم--با نفسای آخرش دل میبریدم
همش میگفت برای زهراتو ملاکی--الگوی دختراشونم چادر خاکی
وقتی میبردن برا مادر سر فرزند--تنها جواب مادرش یه دونه لبخند
اونا کجا و ما کجا خدا میدونه-- کنار جانبازای اعصاب کی میمونه
ما که همش پی مقام و منصب هستیم-- عهد مونو با شهدا چرا شکستیم
شهید یعنی سرتاپا مطیع رهبر--همون که منصبش رسیده دست حیدر
آقا بیا آقا بیا فقط شعاره--رفتار ما خیلی زیاد کنایه داره
شهرمون و میبینم و دلم میگیره---تو دست ما آب مذابو دیگ غیره
۲۰ساله توی خونشون فقط نشسته-- همون پدر شهیدی که دلش شکسته
میگه هرزگاهی که توی پارک میشینم--بچم و زیر پاهای شما میبینم
خلاصه حرف دل من خیلی زیاده--آقا بیا که وضعیت قرمزو حاده
شاعر:امیرحسام یوسفی
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 2:22 توسط امیرحسام یوسفی
|
من الغریب الی الحبیب